سطح C2فعل

pfuschen

آماتوری کار کردن، بددوزی کردن

English: to botch, to bungle

صرف فعل pfuschen

حال
er pfuscht
گذشته‌ی ساده
pfuschte
پرفکت
hat gepfuscht
امری
pfusch! / pfuscht!
  • ich pfusche
  • du pfuschst
  • er/sie/es pfuscht
  • wir pfuschen
  • ihr pfuscht
  • sie pfuschen

جمله‌ی مثال با pfuschen

  • Er pfuscht bei jeder Arbeit, das ist nicht gut.

    او در هر کاری آماتوری کار می‌کند، این خوب نیست.

«pfuschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.