سطح C2فعل

pfählen

میخ‌کوب کردن، به چوبه کشیدن

English: to impale, to stake

صرف فعل pfählen

حال
er pfählt
گذشته‌ی ساده
pfählte
پرفکت
hat gepfählt
امری
pfähle! / pfählt!
  • ich pfähle
  • du pfählst
  • er/sie/es pfählt
  • wir pfählen
  • ihr pfählt
  • sie pfählen

جمله‌ی مثال با pfählen

  • Der Vampir wurde mit einem Holzpfahl gepfählt.

    خون‌آشام با یک چوب تیز به چوبه کشیده شد.

«pfählen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.