مقطوع، یکجا
English: lump-sum, flat-rate
Die Reise kostet pauschal 500 Euro.
سفر مقطوع ۵۰۰ یورو هزینه دارد.
Die pauschale Kritik war nicht gerechtfertigt.
انتقاد کلی موجه نبود.
«pauschal» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.