سطح B1فعل

parkieren

پارک کردن ماشین (سوئیسی برای parken)

English: to park (a car)

صرف فعل parkieren

حال
er parkiert
گذشته‌ی ساده
parkierte
پرفکت
hat parkiert
امری
parkiere! / parkiert!
  • ich parkiere
  • du parkierst
  • er/sie/es parkiert
  • wir parkieren
  • ihr parkiert
  • sie parkieren

جمله‌ی مثال با parkieren

  • Es ist verboten, das Auto hier zu parkieren.

    پارک کردن ماشین در اینجا ممنوع است.

مترادف و متضاد

مترادف

«parkieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.