سطح C2فعل

paddeln

پارو زدن، قایق‌رانی

English: to paddle, to row

صرف فعل paddeln

حال
er paddelt
گذشته‌ی ساده
paddelte
پرفکت
ist gepaddelt
امری
paddle! / paddelt!
  • ich paddle
  • du paddelst
  • er/sie/es paddelt
  • wir paddeln
  • ihr paddelt
  • sie paddeln

جمله‌ی مثال با paddeln

  • Hans will nicht mehr paddeln.

    هانس دیگر دلش نمی‌خواهد پارو بزند.

«paddeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.