سطح C2فعل

orientieren

جهت‌یابی کردن، آگاه کردن

English: to orient, to inform

صرف فعل orientieren

حال
er orientiert
گذشته‌ی ساده
orientierte
پرفکت
hat orientiert
امری
orientiere! / orientiert!
  • ich orientiere
  • du orientierst
  • er/sie/es orientiert
  • wir orientieren
  • ihr orientiert
  • sie orientieren

جمله‌ی مثال با orientieren

  • Wir müssen uns neu orientieren.

    باید مسیرمان را عوض کنیم.

«orientieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.