سطح C2فعل

niederknien

زانو زدن

English: to kneel down

صرف فعل niederknien

حال
er kniet nieder
گذشته‌ی ساده
kniete nieder
پرفکت
hat niedergekniet
امری
knie nieder! / kniet nieder!
  • ich knie nieder
  • du kniest nieder
  • er/sie/es kniet nieder
  • wir knien nieder
  • ihr kniet nieder
  • sie knien nieder

جمله‌ی مثال با niederknien

  • Er kniet vor dem Altar nieder.

    او جلوی محراب زانو می‌زند.

«niederknien» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.