سطح C2فعل

netzen

خیس کردن، مرطوب کردن

English: to torment, to bother

صرف فعل netzen

حال
er netzt
گذشته‌ی ساده
netzte
پرفکت
hat genetzt
امری
netz! / netzt!
  • ich netze
  • du netzt
  • er/sie/es netzt
  • wir netzen
  • ihr netzt
  • sie netzen

جمله‌ی مثال با netzen

  • Der Regen netzte die trockene Erde.

    باران زمین خشک را مرطوب کرد.

«netzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.