سطح C2فعل

nagen

جویدن، فرسایش

English: to gnaw, to erode

صرف فعل nagen

حال
er nagt
گذشته‌ی ساده
nagte
پرفکت
hat genagt
امری
nag! / nagt!
  • ich nage
  • du nagst
  • er/sie/es nagt
  • wir nagen
  • ihr nagt
  • sie nagen

جمله‌ی مثال با nagen

  • Tom fühlte die Eifersucht an sich nagen.

    تام حس کرد حسادت دارد او را می‌خورد.

«nagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.