سطح C1فعل

mitteln

میانجی‌گری کردن

English: to mediate

صرف فعل mitteln

حال
er mittelt
گذشته‌ی ساده
mittelte
پرفکت
hat gemittelt
امری
mittle! / mittelt!
  • ich mittle
  • du mittelst
  • er/sie/es mittelt
  • wir mitteln
  • ihr mittelt
  • sie mitteln

جمله‌ی مثال با mitteln

  • Er muss zwischen den Parteien mitteln.

    او باید بین طرف‌ها میانجی‌گری کند.

«mitteln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.