سطح B2فعل

mitspielen

بازی کردن، همراهی کردن

English: to play along, to participate

صرف فعل mitspielen

حال
er spielt mit
گذشته‌ی ساده
spielte mit
پرفکت
hat mitgespielt
امری
spiel mit! / spielt mit!
  • ich spiele mit
  • du spielst mit
  • er/sie/es spielt mit
  • wir spielen mit
  • ihr spielt mit
  • sie spielen mit

جمله‌ی مثال با mitspielen

  • Kann ich mitspielen?

    می‌تونم با شما بازی کنم؟

«mitspielen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.