سطح C1فعل

mitnotieren

هم‌زمان یادداشت کردن

English: to note down simultaneously

جمله‌ی مثال با mitnotieren

  • Während des Vortrags musste ich alles mitnotieren.

    در طول سخنرانی مجبور بودم همه چیز را هم‌زمان یادداشت کنم.

«mitnotieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.