سطح C2فعل

mitmischen

دخالت کردن

English: to mix in, to get involved

صرف فعل mitmischen

حال
er mischt mit
گذشته‌ی ساده
mischte mit
پرفکت
hat mitgemischt
امری
misch mit! / mischt mit!
  • ich mische mit
  • du mischst mit
  • er/sie/es mischt mit
  • wir mischen mit
  • ihr mischt mit
  • sie mischen mit

جمله‌ی مثال با mitmischen

  • Bei diesem Projekt will er kräftig mitmischen.

    او می‌خواهد در این پروژه به شدت دخالت کند.

«mitmischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.