سطح B2فعل

mitfahren

با کسی رفتن، همسفر شدن

English: to ride along, to travel with

صرف فعل mitfahren

حال
er fährt mit
گذشته‌ی ساده
fuhr mit
پرفکت
ist mitgefahren
امری
fahr mit! / fahrt mit!
  • ich fahre mit
  • du fährst mit
  • er/sie/es fährt mit
  • wir fahren mit
  • ihr fahrt mit
  • sie fahren mit

جمله‌ی مثال با mitfahren

  • Lass mich mitfahren.

    بگذار با تو بیایم.

«mitfahren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.