سطح C2فعل

missbilligen

نکوهش کردن، مخالف بودن

English: to disapprove, to condemn

صرف فعل missbilligen

حال
er missbilligt
گذشته‌ی ساده
missbilligte
پرفکت
hat missbilligt
امری
missbillig! / missbilligt!
  • ich missbillige
  • du missbilligst
  • er/sie/es missbilligt
  • wir missbilligen
  • ihr missbilligt
  • sie missbilligen

جمله‌ی مثال با missbilligen

  • Die Eltern missbilligen das Verhalten ihres Sohnes.

    والدین رفتار پسرشان را نکوهش می‌کنند.

«missbilligen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.