سطح C2فعل

manifestieren

آشکار کردن

English: to manifest, to make evident

صرف فعل manifestieren

حال
er manifestiert
گذشته‌ی ساده
manifestierte
پرفکت
hat manifestiert
امری
manifestiere! / manifestiert!
  • ich manifestiere
  • du manifestierst
  • er/sie/es manifestiert
  • wir manifestieren
  • ihr manifestiert
  • sie manifestieren

جمله‌ی مثال با manifestieren

  • Seine Angst manifestiert sich in körperlichen Symptomen.

    ترس او در علائم جسمی آشکار می‌شود.

«manifestieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.