سطح C1فعل

mühen

زحمت کشیدن، تلاش کردن

English: to toil, strive

صرف فعل mühen

حال
er müht
گذشته‌ی ساده
mühte
پرفکت
hat gemüht
امری
müh! / müht!
  • ich mühe
  • du mühst
  • er/sie/es müht
  • wir mühen
  • ihr müht
  • sie mühen

جمله‌ی مثال با mühen

  • Er mühte sich mit der schweren Kiste ab.

    او با جعبه سنگین زحمت کشید.

«mühen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.