بیاحتیاط، سبکسر
English: reckless, thoughtless
Ich gebe zu, dass ich leichtsinnig war.
اعتراف میکنم که بیفکر بودم.
«leichtsinnig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.