سطح C1صفت

langatmig

طولانی و خسته‌کننده (کش‌دار)

English: long-winded, tedious

جمله‌ی مثال با langatmig

  • Der Vortrag war extrem langatmig und langweilig.

    سخنرانی به شدت کش‌دار و خسته‌کننده بود.

  • Der Mittelteil des Romans war mir zu langatmig.

    بخش میانی رمان برای من بیش از حد کش‌دار بود.

مترادف و متضاد

«langatmig» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.