طولانی و خستهکننده (کشدار)
English: long-winded, tedious
Der Vortrag war extrem langatmig und langweilig.
سخنرانی به شدت کشدار و خستهکننده بود.
Der Mittelteil des Romans war mir zu langatmig.
بخش میانی رمان برای من بیش از حد کشدار بود.
«langatmig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.