سطح B2فعل

lackieren

لاک زدن

English: to lacquer, paint

صرف فعل lackieren

حال
er lackiert
گذشته‌ی ساده
er lackierte
پرفکت
hat lackiert
امری
lackiere! / lackiert!
  • ich lackiere
  • du lackierst
  • er/sie/es lackiert
  • wir lackieren
  • ihr lackiert
  • sie lackieren

جمله‌ی مثال با lackieren

  • Er möchte sein Auto rot lackieren.

    او می‌خواهد ماشینش را قرمز رنگ کند.

مترادف و متضاد

«lackieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.