چرخاندن، لنگی زدن
English: to crank, to turn
Er musste das alte Auto von Hand kurbeln.
او مجبور بود ماشین قدیمی را با دست بچرخاند.
«kurbeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.