سطح C2فعل

kurbeln

چرخاندن، لنگی زدن

English: to crank, to turn

صرف فعل kurbeln

حال
er kurbelt
گذشته‌ی ساده
kurbelte
پرفکت
hat gekurbelt
امری
kurble! / kurbelt!
  • ich kurble
  • du kurbelst
  • er/sie/es kurbelt
  • wir kurbeln
  • ihr kurbelt
  • sie kurbeln

جمله‌ی مثال با kurbeln

  • Er musste das alte Auto von Hand kurbeln.

    او مجبور بود ماشین قدیمی را با دست بچرخاند.

«kurbeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.