سطح A2فعل

kunden

آگاه کردن

English: to inform, to notify

صرف فعل kunden

حال
er kundet
گذشته‌ی ساده
kundete
پرفکت
hat gekundet
امری
kunde! / kundet!
  • ich kunde
  • du kundest
  • er/sie/es kundet
  • wir kunden
  • ihr kundet
  • sie kunden

جمله‌ی مثال با kunden

  • Die Glocken künden den Beginn des Festes.

    ناقوس‌ها آغاز جشن را خبر می‌دهند.

«kunden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.