سطح B1فعل

kugeln

غلتیدن

English: to roll

صرف فعل kugeln

حال
er kugelt
گذشته‌ی ساده
kugelte
پرفکت
hat gekugelt
امری
kugel! / kugelt!
  • ich kugele
  • du kugelst
  • er/sie/es kugelt
  • wir kugeln
  • ihr kugelt
  • sie kugeln

جمله‌ی مثال با kugeln

  • Die Murmeln kugeln über den Boden.

    تیله‌ها روی زمین می‌غلتند.

«kugeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.