سطح C1فعل

kritisieren

انتقاد کردن

English: to criticize

صرف فعل kritisieren

حال
er kritisiert
گذشته‌ی ساده
kritisierte
پرفکت
hat kritisiert
امری
kritisiere! / kritisiert!
  • ich kritisiere
  • du kritisierst
  • er/sie/es kritisiert
  • wir kritisieren
  • ihr kritisiert
  • sie kritisieren

جمله‌ی مثال با kritisieren

  • Hör auf, mich zu kritisieren!

    دست از انتقاد کردن از من بردار!

«kritisieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.