نیازمند بستری
English: in need of hospitalization
Tom wurde von seinem Vater krankenhausreif geschlagen.
تام را پدرش آنقدر زد که راهی بیمارستان شد.
«krankenhausreif» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.