سطح C2فعل

konvertieren

تبدیل کردن، تغییر دادن

English: to convert, to change

صرف فعل konvertieren

حال
er konvertiert
گذشته‌ی ساده
konvertierte
پرفکت
hat konvertiert
امری
konvertiere! / konvertiert!
  • ich konvertiere
  • du konvertierst
  • er/sie/es konvertiert
  • wir konvertieren
  • ihr konvertiert
  • sie konvertieren

جمله‌ی مثال با konvertieren

  • Sami wollte konvertieren.

    سامی می‌خواست مسلمان شود.

«konvertieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.