سطح C2فعل

knicken

تا کردن، شکستن

English: to fold, to crease, to snap

صرف فعل knicken

حال
er knickt
گذشته‌ی ساده
knickte
پرفکت
hat geknickt
امری
knick! / knickt!
  • ich knicke
  • du knickst
  • er/sie/es knickt
  • wir knicken
  • ihr knickt
  • sie knicken

جمله‌ی مثال با knicken

  • Nicht falten oder knicken.

    تا نزنید و خم نکنید.

«knicken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.