سطح C1فعل

kühlen

خنک کردن

English: to cool, to chill

صرف فعل kühlen

حال
er kühlt
گذشته‌ی ساده
kühlte
پرفکت
hat gekühlt
امری
kühl! / kühlt!
  • ich kühle
  • du kühlst
  • er/sie/es kühlt
  • wir kühlen
  • ihr kühlt
  • sie kühlen

جمله‌ی مثال با kühlen

  • Behalte einen kühlen Kopf.

    آرامشت را حفظ کن.

«kühlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.