سطح C2فعل

käfigen

در قفس انداختن

English: to cage

صرف فعل käfigen

حال
er käfigt
گذشته‌ی ساده
käfigte
پرفکت
hat gekäfigt
امری
käfig! / käfigt!
  • ich käfige
  • du käfigst
  • er/sie/es käfigt
  • wir käfigen
  • ihr käfigt
  • sie käfigen

جمله‌ی مثال با käfigen

  • Man sollte wilde Tiere nicht käfigen.

    نباید حیوانات وحشی را در قفس انداخت.

«käfigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.