سطح A1فعل

jobben

کار کرده است،کار کردن

English: to work (odd jobs)

صرف فعل jobben

حال
er jobbt
گذشته‌ی ساده
er jobbte
پرفکت
hat gejobbt
امری
jobb! / jobbt!
  • ich jobbe
  • du jobbst
  • er/sie/es jobbt
  • wir jobben
  • ihr jobbt
  • sie jobben

جمله‌ی مثال با jobben

  • Er jobbt im Café.

    او در کافه کار می‌کند.

مترادف و متضاد

«jobben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.