کسی را از کاری بازداشتن
English: to keep someone from
Der Arzt hat ihn vom Rauchen abgehalten.
پزشک او را از سیگار کشیدن بازداشت.
«jemanden abhalten von» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.