لولهگذاری کردن (نای)
English: to intubate
Der Notarzt musste den Patienten sofort intubieren.
پزشک اورژانس مجبور شد فوراً بیمار را لولهگذاری کند.
«intubieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.