سطح C2فعل

inspizieren

بازرسی کردن، وارسی کردن

English: to inspect, to examine

صرف فعل inspizieren

حال
er inspiziert
گذشته‌ی ساده
inspizierte
پرفکت
hat inspiziert
امری
inspizier! / inspiziert!
  • ich inspiziere
  • du inspizierst
  • er/sie/es inspiziert
  • wir inspizieren
  • ihr inspiziert
  • sie inspizieren

جمله‌ی مثال با inspizieren

  • Lassen Sie uns doch einmal Ihren Kofferraum inspizieren.

    بگذارید صندوق عقب ماشین‌تان را بازرسی کنیم.

«inspizieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.