قادر بودن، توانا بودن
English: to be capable, to be able
Er ist imstande, diese schwere Aufgabe zu lösen.
او قادر است این کار دشوار را حل کند.
«imstande sein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.