سطح C2فعل

imponieren

تحت‌تأثیر قرار دادن، مجذوب کردن

English: to impress, to fascinate

صرف فعل imponieren

حال
er imponiert
گذشته‌ی ساده
imponierte
پرفکت
hat imponiert
امری
imponiere! / imponiert!
  • ich imponiere
  • du imponierst
  • er/sie/es imponiert
  • wir imponieren
  • ihr imponiert
  • sie imponieren

جمله‌ی مثال با imponieren

  • Maria wollte ihrer neuen Chefin imponieren.

    ماریا می‌خواست رئیس جدیدش را تحت تأثیر قرار دهد.

«imponieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.