مظنون بودن
English: to be under suspicion
Der Angestellte steht im Verdacht, Geld gestohlen zu haben.
کارمند مظنون است که پول دزدیده است.
«im Verdacht stehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.