بیمار قلبی
English: heart-diseased, cardiac
Sein herzkranker Vater muss regelmäßig zum Arzt.
پدر بیمار قلبی او باید مرتب به پزشک مراجعه کند.
«herzkrank» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.