سطح B1فعل

herkommen

آمدن، نزدیک شدن

English: to come here, to approach

صرف فعل herkommen

حال
er kommt her
گذشته‌ی ساده
kam her
پرفکت
ist hergekommen
امری
komm her! / kommt her!
  • ich komme her
  • du kommst her
  • er/sie/es kommt her
  • wir kommen her
  • ihr kommt her
  • sie kommen her

جمله‌ی مثال با herkommen

  • Kannst du herkommen?

    می‌توانی بیایی این‌جا؟

«herkommen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.