کنار نگه داشتن، بیرون کشیدن
English: to keep out, to pull out
Ich hätte mich da heraushalten sollen.
کاش اصلاً دخالت نمیکردم.
«heraushalten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.