دربدر گشتن، دورهگردی کردن
English: to hawk, to peddle
Er hausierte mit Waren von Tür zu Tür.
او با اجناس دربدر دورهگردی میکرد.
«hausieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.