سطح C2فعل

hausieren

دربدر گشتن، دوره‌گردی کردن

English: to hawk, to peddle

صرف فعل hausieren

حال
er hausiert
گذشته‌ی ساده
hausierte
پرفکت
hat hausiert
امری
hausiere! / hausiert!
  • ich hausiere
  • du hausierst
  • er/sie/es hausiert
  • wir hausieren
  • ihr hausiert
  • sie hausieren

جمله‌ی مثال با hausieren

  • Er hausierte mit Waren von Tür zu Tür.

    او با اجناس دربدر دوره‌گردی می‌کرد.

«hausieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.