سطح C1فعل

gutmachen

جبران کردن

English: to make up for, to compensate

صرف فعل gutmachen

حال
er macht gut
گذشته‌ی ساده
machte gut
پرفکت
hat gutgemacht
امری
mach gut! / macht gut!
  • ich mache gut
  • du machst gut
  • er/sie/es macht gut
  • wir machen gut
  • ihr macht gut
  • sie machen gut

جمله‌ی مثال با gutmachen

  • Ich will meinen Fehler gutmachen.

    می‌خواهم اشتباهم را جبران کنم.

«gutmachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.