زودباور
English: credulous, gullible
Ich denke, dass sowohl er als auch ich zu gutgläubig waren.
فکر میکنم هم او و هم من بیش از حد سادهلوح بودیم.
«gutgläubig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.