وسیع، پهناور
English: large-scale, extensive
Die Firma plant eine großflächige Werbekampagne in ganz Europa.
شرکت یک کمپین تبلیغاتی وسیع در سراسر اروپا برنامهریزی میکند.
«großflächig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.