سطح C2فعل

gräten

ریگان کردن، استخوان گرفتن

English: to bone, to debone

صرف فعل gräten

حال
er grätet
گذشته‌ی ساده
grätete
پرفکت
hat gegrätet
امری
gräte! / grätet!
  • ich gräte
  • du grätest
  • er/sie/es grätet
  • wir gräten
  • ihr grätet
  • sie gräten

جمله‌ی مثال با gräten

  • Kannst du den Fisch für mich gräten?

    می‌توانی ماهی را برایم ریگان کنی؟

«gräten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.