سطح C2فعل

gondeln

گوندل‌سواری کردن

English: to ride in a gondola

صرف فعل gondeln

حال
er gondelt
گذشته‌ی ساده
gondelte
پرفکت
ist gegondelt
امری
gondel! / gondelt!
  • ich gondele
  • du gondelst
  • er/sie/es gondelt
  • wir gondeln
  • ihr gondelt
  • sie gondeln

جمله‌ی مثال با gondeln

  • Wir gondelten den ganzen Nachmittag über den See.

    ما تمام بعدازظهر روی دریاچه قایق‌سواری کردیم.

«gondeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.