سطح A1فعل

glauben

باور داشتن / فکر کردن

English: to believe, to think

صرف فعل glauben

حال
er glaubt
گذشته‌ی ساده
er glaubte
پرفکت
hat geglaubt
امری
glaub! / glaubt!
  • ich glaube
  • du glaubst
  • er/sie/es glaubt
  • wir glauben
  • ihr glaubt
  • sie glauben

جمله‌ی مثال با glauben

  • Ich glaube, das ist richtig.

    من فکر می‌کنم این درست است.

مترادف و متضاد

«glauben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.