سطح C2فعل

glühen

درخشیدن، تابیدن

English: to glow, to shine

صرف فعل glühen

حال
er glüht
گذشته‌ی ساده
glühte
پرفکت
hat geglüht
امری
glühe! / glüht!
  • ich glühe
  • du glühst
  • er/sie/es glüht
  • wir glühen
  • ihr glüht
  • sie glühen

جمله‌ی مثال با glühen

  • Die Kohlen glühen noch.

    زغال‌ها هنوز می‌سوزند.

«glühen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.