خشمگین کردن، زهرآگین کردن
English: to enrage, to poison
Seine Bemerkung giftete die Stimmung.
اظهارنظر او فضا را زهرآگین کرد.
«giften» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.