سطح C2فعل

giften

خشمگین کردن، زهرآگین کردن

English: to enrage, to poison

صرف فعل giften

حال
er giftet
گذشته‌ی ساده
giftete
پرفکت
hat gegiftet
امری
gifte! / giftet!
  • ich gifte
  • du giftest
  • er/sie/es giftet
  • wir giften
  • ihr giftet
  • sie giften

جمله‌ی مثال با giften

  • Seine Bemerkung giftete die Stimmung.

    اظهارنظر او فضا را زهرآگین کرد.

«giften» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.