زیرک، مکار
English: cunning, shrewd
Der gewiefte Händler konnte den Preis geschickt verhandeln.
تاجر زیرک توانست قیمت را با مهارت مذاکره کند.
«gewieft» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.