جزئی، ناچیز
English: minor, negligible
Der Durchmesser des Lochs war geringfügig größer.
قطر سوراخ کمی بزرگتر بود.
«geringfügig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.